Samstag, 21. Juli 2012

احمد جنتی دوباره دبیر شورای نگهبان شد

تو این مملکت فقط یه چیز درست کار میکنه، اونم قلب جنتیه !!

Sonntag, 1. April 2012

ما امسال سیزده بدر نداریم

نژاد پرستی و تبعیض در هر کجا و هر سرزمینی محکوم است
آنکس که کودکان افغانی را از گره زدن سبزه ها محروم کرد خودش گره کوری در سینه دارد
به عنوان یک ایرانی از همۀ دوستان افغان عذرخواهی میکنم

Donnerstag, 12. Januar 2012

روزگارمان تلخ است ولی شاید حق ما هم چیزی بیشتر از این نیست



به عکس پیکرغرق به خون کودک سوری در آغوش مادرش خیره شده ام
نمیدانم چرا چشم برداشتن از این تصویر آسان نیست آدم به یاد تصویر چهره ندا آقا
سلطان میفتد ولی با یک اختلاف عمیق ، اختلافی که شاید دلیل اصلی شکست جنبش ما و
پیروزی قریب الوقوع جنبش مردم سوریه باشد
روزی که ندا بر روی آسفالت داغ خیابانهای تهران جانسپرد
بلافاصله همه نشستیم پشت کامپیوترهایمان.بسرعت خبر مرگ او تمام دنیای مجازی را
درنوردید همه میخواستند اسم این زن جوان را بدانند در اندک زمانی مشخصات و عکسهای
بسیاری بر مونیتورها نمایان شد و در کوتاه زمانی ترانه ها ، کلیپهای مختلف و عکسها
و نقاشیهای گوناگون و حتی تندیسهای مختلفی از او ساخته شد و جمعی هم هیجان زده از
اینکه فلان رئیس جمهور از مرگ او در سخنانش یادی کرده است. غافل از اینکه ندا در
خیابان جان سپرده بود,خیابانی که دیگر از من و تو خالی شده بود. ولی آن کودک سوری
ناشناس ماند ، نه ترانه ای برایش ساخته شد
نه پرتره ای و نه تندیسی فقط در صفحه انقلاب سوریه چند جمله کوتاه در پایین عکس
آمد که میگفت راه مبارزه ادامه خواهد یافت .در سوریه فرصت بیشتری برای پرداختن
بیشتر به این موضوع نبود چون مردم مصمم تر و پرشورتر در خیابانها بودند همان
خیابانی که که دخترک معصوم سوری در آن پرپر شده بود
و اما در اینسو که ما بودیم حال و هوای دیگری حاکم بود؛
گذشته از مردم کوچه و بازار ، آنانی که خود را کارشناس و تحلیل گر و روشنفکر می
نامیدند به یکباره صفحات تلویزیون های ماهواره ای را پر کردند با مچ بندها و
شالهایی همرنگ آرزوهامان. اپوزیسیونی که هیچ یک دیگری را قبول نداشت
یکی میگفت راه چاره در مبارزات بی خشونت است آن یکی
باورداشت حق را میبایست گرفت ولو به زور اسلحه، کسی تئوری اسب تروا را مطرح میکرد
آن یکی راه کار تحریم را و گروهی دست به دعا برداشته بودند تا با دخالت نظامی
بیگانه گره از کار فروبسته ما گشوده شود .و عجیب آنکه برسر فردای پس از آزادی
جدلها بر پا بود ، آنکه شاهزاده خوانده میشد هیچگاه حاضر نشد به صراحت اعلام کند
که حاضر به انصراف از سلطنت به ازای تحقق دموکراسی در ایران هست دیگرانی بودند که
هنوز بر قبله دموکراسی دینی نماز میگذاردند و عجب آنکه بودند کسانی که شعار نه
غزه، نه لبنان را هم غزه ، هم لبنان میشنیدند . آن که شیخ شجاعش مینامیدیم آرزوی
بازگشت به دوران طلایی امام را داشت و با شجاعت از کشتارهای سال شصت و هفت اظهار
بی اطلاعی میکرد و آنکه میر ما بود صحبت درباره آن کشتارها را به مصلحت نمیدانست .
آه که من چقدر از کلمه مصلحت بیزارم همه همدیگر را نفی میکردند و اندیشه خود را
تنها راه عبور از این دنیای خفقان و ظلم میدانستند ،فرصتها همچون جان دختران و
پسران جنبش یکی پس از دیگری از دست رفتند نه نشستی صورت گرفت ، نه گردهمایی
و نه ائتلافی . تنها گردهمایی که پیوسته برگزار شد تجمع مادران سوگوار در پارک
لاله بود که هر هفته مادران داغدار بیشتری به جمعشان افزوده میشدند . اما مردم
سوریه راه دیگری را در پیش گرفتند اعضای اپوزیسیون بسرعت جلسه وفاق ملی تشکیل
دادند و ضمن دعوت از همه گروه ها حتی آنانیکه به جناح حاکم نزدیک بودند مخالفت خود
را با هرگونه دخالت خارجی اعلام و حتی چشم انداز سوریه پس از اسد را هم ترسیم کردند
در اینسو پس از سرکوب جنبش مردم ایران توسط حکومت، عده ای
شروع کردند به ناسزاگویی به کشورهای خارجی که عدم حمایت آنها دلیل اصلی ناکامی بود
و دسته ای دیگر خشونت عریان حکومت را مسبب دانستند ولی انصافا کدامیک از این دو
جنبش بیشتر در معرض خشونت بود . تعداد کشته شدگان جنبش ما به گفته افراد مدعی رهبری
آن چیزی مابین سیصد تا حداکثر پانصد نفر است در حالیکه تا کنون بیش از شش هزار نفر
در سوریه کشته شده اند . در گزارش دیده بان حقوق بشر آمده که بسیاری از کشته شدگان
سوری هدف شلیک مستقیم به سر قرار گرفته اند و حکومت سوریه برای کشتار معترضان از
سلاح های کالیبر بالا استفاده میکند. جنایاتی که در زندانهای سوریه اتفاق میافتد
بسیار فجیع تر از آنیست که در بازداشگاه هایی مثل کهریزک رخ داد. شهدای سوری هنوز
هم گمنام هستند اما مردم سوریه همچنان در خیابانها حضور دارند و راهپیمایی های چند
صد هزار نفری برگزار میکنند
سالهاست میشنویم که ما ایرانیان صاحب اندیشه ای برتر از
همسایگانمان هستیم و زمانی که مشعل مشروطیت در کشورمان افروخته شد بسیاری از
کشورهای دور و اطرافمان وجود خارجی هم نداشتند، ولی شاید همین پیشینه پر شکوه آنقدر
ما را مسحور و مغرور ساخت که فراموش کردیم همدلی و تحمل همدیگر ولو با وجود اختلافات
عمیق در عقاید و علایق همان جادوییست که ملتها را با هر سابقه تاریخی و فرهنگی به
منزل آرزوها میرساند
در سوریه درختان آرام آرام مهیا میشوند برای به شکوفه نشستن
. به آن مادر سوگوار سوری که نه نام او را میدانم و نه نام آن کودک معصوم از دست
رفته اش را ؛ پیشاپیش بهار آزادی بر تو مبارک و اگر از حال ما میخواهی بدانی
روزگارمان تلخ است ولی شاید حق ما هم چیزی بیشتر از این
نیست
توضیح : بخاطر معلولیت جسمی و دشواری تایپ، از شرکت در گفتگوهای بخش نظرات عذرخواهی میکنم.